تبلیغات
تفكر سبز - مراقبه یا مدیتیشن (Meditation)
 
درباره وبلاگ


اینجانب كامیار مدیر وب لاگ مشاوره سبز، خوشبختم كه بتوانم قدمی هرچند كوچك برای بهبود زندگی هموطنانم بردارم.

مدیر وبلاگ : كامیار
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تبلیغات
كمك به كودكان سرطانی


    تفكر سبز
    مشاوره سبز - مشاوره روانشناسی رایگان






    چند وقتی میشه که به قول معروف زدم تو کاره مراقبه و مدیتیشن و یوگا خواستم دوستان گلم هم از این مسئله بی بهره نباشن و علاوه بر توضیحاتی که می شه در کتاب ها و وب سایت های مختلف پیدا کرد همانند خلاصه های کتاب هایی که مطالعه می  کنم، خلاصه از تجربیات خودم رو در همین موارد با دوستان خوبم شریک بشم امیدوارم موثر واقع بشه.

    بخش اول را فعلا به توضیحات ابتدایی در مورد مراقبه برای دوستانی که مبتدی هستند می پردازم و در پست های بعدی این موضوع را با انواع مراقبه هایی که تجربه داشتم کامل میکنم.

    Meditation    مدیتیشن

    مدیتیشن را نمی توان تعریف کرد ؛ زیرا اگر از آن تعریفی بیان گردد ؛ دیگر مدیتیشن نیست ؛ ویا اگر از حالات و زمان و مکان آن سخنی بیان شود ؛ و یا اگرآن را در غالبی از پیش ساخته ببریم ؛ دیگر مراقبه نیست ؛ یا اگر به قصد مدیتیشن برویم، آن هم مدیتیشن نخواهد بود.فقط آنقدری می توان گفت که مدیتیشن  حالتی از بی ذهنی است . یعنی از فضای ذهن بیرون و به فضای بی ذهنی و خاموشی و سکون وسکوت سفر کردن است. در مدیتیشن زیبایی اش این است که انسان هرگز نمی داند که کجا هست، به کجا می روید ویا پایانش کجاست.


    به ادامه مطلب رجوع کنید

    مدیتیشن برای این است که متوجه شویم که آیا مغزما با تمامی زیرکی اش   می تواند آرام قرار بگیرد یا نه ؟

    ولی باید در نظر داشت که نباید  آن را بزور وادارش کنیم , چون زمانیکه اجباری درکارش باشد مقاومت ایجاد می کند و لذا مراقبه ای هم صورت نخواهد گرفت . در مدیتیشن هیچ تکنیکی در کار نیست بلکه فقط این است که  فرد  باید خودش را زیر نظر داشته باشد و بر اوضاع خودش حاکم باشد ، و خودش را بفهمد و بیند. یعنی بفهمد ؛ ببیند و توجه کند که چگونه  راه می رود ، چگونه غذا می خورد؛و اینکه متوجه باشد که هوشیار و آگاهانه غذا بخورد زیرا با خوردن هر قاشق غذا انرژی فراوانی به بدن ما می رسد وهمچنین  با خوردن هر قاشق غذای اضافه , در بدن ما تولید سم و انرژی مخرب تولید می شود . بدینجهت ما نباید  اجازه دهیم که لقمه های اضافه در بدنمان جمع و تولید اشکال كند .



    درمدیتیشن ما باید آگاه ومشاهده گر ؛ به  سخن گفتن خود و یا به نفرت و خشم و حسادت و..... خود باشیم ؛ و یا مشاهده گرچیزهایی باشیم  که ما از مادر و پدر و یا معلم مان و یا مربی  و رهبرانمان  دریافت کرده ایم  و در زندگی روزمره آنها را مدام  بطور شرطی شده تکرار می کنیم

     مدیتیشن حتی زمانی که در اتوبوسی نشسته ایم و یا اینکه در جنگل و یا محیطی تاریکی راه می رویم هم می تواند صورت بگیرد، و یا حتی هنگامیکه به آوای پرندگان گوش فرامی دهیم و یا به چهرۀ همسر و فرزندانمان با هوشیاری و آگاهی کامل نگاه میکنیم صورت می گیرد ؛ بنابراین در همگی این حالات مدیتیشن صودت می گیرد.

    مراقبه و یا مدیتیشن یعنی تخلیه ذهن وهمچنین تخلیه درون و رسیدن به آرامش . در مراقبه ما یاد می گیریم که از ذهن مان فاصله بگیریم ؛ و آگاه شویم که ما ؛ افکارمان نیستیم؛ وباید سعی کنیم که  فقط مشاهده گر آنها باشیم. دقیقا مانند دیدن یک منظره و یا دیدن یک صحنه و یا یک فیلم ؛ باید فقط و فقط آن را تماشا کنیم و البته بدون قضاوت و مداخله در آن.

    ذهن ما در طی روز  و حتی هنگام خواب هم در حال فعالییت و کار است درست  مانند یک توربین و موتور بزرگی می باشد که بطور شبانه روز در حال کار است و چون دائما در حال فعالییت میباشد لذا پس از مدتی از خود پارازیت و ارتعاش تولید می کند و این پارازیتها نقش وتاثیرمستقیم و بسزایی برروی مغز و روح و روان ما دارند. ودرنهایت اگر همینطور ادامه پیدا کند ما پس ازمدتی دچارمشکلاتی میشویم .

    مدیتیشن میزان هوشیاری ما را زیاد میکند تا ما متوجه شویم که ما ، ذهن ، افکارمان و هیجاناتمان نیستیم . و البته رسیدن به این هوشیاری ما را شاد خواهد کرد و ما را به زندگی و اصلمان وصل میکند.

    همانطوریکه رودها در نهایت به دریا ها وصل می شوند ما هم در مراقبه در دراز مدت  به کل هستی و اصلمان وصل می شویم.

    زندگی تکه تکه نیست بلکه زندگی یکپارچه است ولی ذهن ما جدایی را می خواهد و به همان میزانی که ما از کل و هستی دور و جدا باشسم به همان میزان هم  در روح و روان و ذهن ما هم هیاهو و جنجال و پارازیت زیادی وجود خواهد داشت . مدیتیشن به ما این امکان را می دهد که به آرامش و سکون و سکوت مان نزدیک تر شویم و  آنوقت است که ما نسبت به زندگی مان آگاه تر و هوشیارترمی شویم .

    در مدیتیشن و مراقبه تمام عوامل خارجی که توسط ذهن بر ما حاکم گردیده اند مانند : ترس ؛ خشم ؛ نفرت ؛ حسادت؛ استرس و ... از ما دور می شوند و در عوض به همان میزان؛ شادی و عشق بما افزوده می شود و باعث می گردد که ما زندگی و انسانها و طبیعت و همه موجودات عالم را دوست داشته باشیم.

    سفر مدیتیشن بسمت ریشه ها است . در مراقبه نباید تمام توجه و تمرکزمان به مغز باشد زیرا ما عادت کرده ایم که تمام زندگی مان را صرف پرسه زدن به دور ذهن بگذرانیم و از اصل و ریشه مان دور بمانیم و بدین جهت است که می بینیم دردنیای امروزی روز به روز مغزها بزرگتروریشه ها کوچکترمیشوند و بدین جهت است که درکشورهای مترقی  دنیا که در آن میزان آموزش مغزها بیشتر از آموزش ریشه ها است میزان دیوانگی بیشتر دیده می شود .


    مدیتیشن میکنیم تا اینکه در زمان حال زندگی کنیم  ؛ ودر زمان حال بمانیم ؛ زیرا زمان  حال ،تنها  زمان و لحظه ای است که زندگی همیشه در آن جاری  است .
     مدیتیشن  به مااین امکان را می دهد که ما حیوانات و گیاهان و طبیعت را دوست داشته باشیم زیرا آنها بخشی از ما هستند. در مدیتشن مهمترین چیزی که ما یاد میگیریم زندگی است . و وقتی که ما زندگی رامی شناسیم همه چیز را می شناسیم و با شناخت زندگی به پدیده
    درک و فهم میگردد .وقتی که ما زندگی را می شناسیم دیگر از مرگ نمی ترسیم زیرا  کسی که از مرگ می ترسد زندگی را نمی شناسد و لذا در زندگی اش همیشه ملول و افسرده است.

     ترس انسان را ؛ برده می سازد و آرامش زندگی را از او می گیرد و علت اینکه ما برده می شویم این است که ما می ترسیم و وقتی که می ترسیم نیازمند به هر جمعییتی گروهی موسسه ای حزبی ویا .... میشویم وهمین  اسارت باعث بردگی ما می شود.

       هدف اصلی مدیتیشن رسانیدن ما به آرامش و سکوت است  و تا سکوت و سکون در ما برقرار نگردد آرامشی در زندگی نخواهیم داشت  .

    ما انسانها تمام روز مان را صرف نشخوار کلمه و حرف می کنیمدر ابتدا در مراقبه سکوت کردن وکم حرف زدن برایمان کمی مشکل است زیرا انسان امروزی به دو نشخوار  خانمانسوز دچار شده  است  یکی حرف زدن و دیگری خوردن و با مدیتیشن ما از این دو عارضه در امان و دور می مانیم. زیرا در مراقبه ما حضور داریم بدون حضور کلمات و برای دیدن هر چیز دیگری  از کلمات استفاده نمی کنیم.ما فقط آنها را حس می کنیم و هرگز قضاوت نمی کنیم و این چیزی است که ضد عملکرد ذهن است زیرا ذهن ما برای هر حس وهر چیزی و یا هر جسمی کلماتی را در انبار خود برای ما ذخیره کرده است که ما از آنها  بطور شرطی شدگی استفاده می کنیم و بدون آگاهی و هوشیاری به آنها حرف و فکر و قضاوت می کنیم بدون اینکه به آنها آگاه باشیم . بدین جهت است که می بینیم  مراقبه به کسانی که خیلی حرف می زنند کمک می کند که بجای حرف زدن در سکوت و آرامش زندگی بکنند.

    در مراقبه و مدیتیشن ما یاد میگیریم که درون خودمان و افکارمان را تماشا کنیم , بدون اینکه قضاوت و یا حرفی بزنیم. ما آگاه می شویم که ما از افکارمان جدا هستیم یعنی ما افکارمان نیستیم و نباید از افکار و باورهای ذخیره شده در سرمان هویت بگیریم و یا شخصییت و زندگی از آنها بیرون بکشیم ؛ این تمرین باعث می گردد که افکار زایدمان ضعیف و ضعیف تر گردد؛ وکم کم موجودیت خود را از دست بدهد , زیرا افکار ما انسانها به این دلیل قدرتمند هستند که ما فکر می کنیم که آ نها به ما تعلق دارند در حالیکه ما خودمان و اصلمان هستیم و افکارمان چیزهایی هستند که از بیرون  و در دراز مدت و آهسته آهسته به ما افزوده شده اند و بدین جهت است که می گویند مدیتیشن یعنی رخت بستن از جهان دانستگی ها ، و رهایی از آنها برای ورود به جهان ناشناخته ها .

    در مدیتیشن ما فقط مشاهده گر می شویم و نه فکرکننده ؛ و حتی با مشاهده کردن ؛ قادر خواهیم بود که ؛ غلبه براحساساتی از قبیل خشم و کینه و حسد و ترس و نفرت و سایر هیجانات منفی خود بکنیم.

    برخی از انسانها در افکارشان ؛و برخی در احساساتشان بسر می برند؛ و ما در مراقبه و با مشاهده آنها از غلبه آنها بر خودمان جلوگیری می کنیم .

    مدیتیشن  ما را به مرز ؛ و نقطه ای نزدیک میکند که ما در آنجا معنی واقعی سکوت را می فهمیم .

    در هر کجا که سکوت باشد در آنجا آرامش و عشق و  خدا و زندگی است زیرا وقتی که ما در سکوت می نشینیم تمام جهان هستی با ما سخن می گوید ؛ و تمام رازهای نهفته زندگی بر ما آشکار می گردد.   از تنهایی نباید فرارکنیم ، بلکه باید به آن عادت کنیم.زیرا تنهایی، نقطه ای است كه بعد از گذر از  همه روابط به آن می رسیم و آن  آغاز سفر معنوی و درونی مااست.  باید بدانیم که در تنهایی حسی وجود دارد كه ؛ ما را به آنسوی ،ترس ها و غم هایمان  می برد.

    در مراقبه ما به حس هایمان این اجازه را می دهیم که آنها خودشان را بیان و اظهار کنند . زیرا گاهی دل مان گرفته است ولی نمی دانیم از چه و از کجاست و این مجال را به او نمی دهیم تا خود را بیان و اظهار کند در حالیکه   این دلگرفتگی ها مانند ابری است که از سطح صاف دریای درونی ما در حال حرکت هستند و ما اگر متوجه عبور آنها نگردیم و یا توجه به آنها توجه نکنیم در ما تولید درد و بیماری می کنند.

     اگر در زندگی با غمی روبرو می شویم باید آن را بپذیزیم زیرا وجود آن غم باعث می شود که ما متوجه شادی بشویم. زیرا اگر فقط یکی از این دو  وجود  می داشت هیچکدام را نمی توانستیم درک کنیم  و یا حتی گاهی این حس ها ممکن است امیال جنسی ما باشند. گاهی ما آنها را حس نمیکنیم و به آنها توجه نمیکنیم. و یا حتی گاهی   ما  آنها را سرکوب و نادیده  هم می گیریم , در حالیکه امیال جنسی و یا رابطه غریزی  یکی ازمقدس ترین و مهمترین انرژیهای حیات زندگی است و اگر آنها سرکوب شوند باعث میگردد که در ضمیر ناخود آگاه ما تبدیل به خشم و عصبانیت و گناه و ترس گردد , که این  پدیده موجب بروز بسیاری از بیماریهای روحی و روانی می گردد و اگر می بینیم گاهی افراد مذهبی در دوران پیری دست به یک سری اعمال می زنند  و یا دچار بیماریهای روحی می شوند از همین پدیده  سرچشمه می گیرد که آنها در دوران نوجوانی و یا جوانی امیال غریزی و جنسی شان را سرکوب و یا نا دیده گرفته اند و غالبا هم از ترس  واز گناه و یا احساس گناه  کردن بوده است .


    شرایط انجام مدیتیشن

      شرط مهم در انجام مدیتیشن  این است که   باید از هر گونه تمركز ذهنی بپرهیزیم وآرامش را درخودمان برقرار کنیم.

    هر چیزی که در درونمان اتفاق می افتد ؛ نباید ما را شاد و یا غمگین کند ؛ بلکه باید فقط آنها را بدون هیچ قضاوتی مشاهده کنیم و سپس در فضایی آرام و راحت بدن خود را كاملاً رها و شل كنیم و كاملاً رها و آزادش بگذاریم ؛ ولی باید خودمان آگاه و مشاهده گر بدنمان باشیم و تمامی افکار و فعالییت روزانه ذهن مان را مشاهده کنیم  و باید سعی کنیم که چشمان خود را آنطور كه خودمان حس می کنیم که راحت هستیم باز و یا بسته نگاه داریم. سپس باید رابطه بین ذهن و بدن مان را حس کنیم و بین آنها رابطه ای برقرار سازیم و در نهایت باید آگاه شدن و هوشیار شدن ذهن را حس کنیم و پس از چند جلسه تمرین احساس شادی عجیبی را حس می کنیم و حس می کنیم که ما اصلا خسته و یا بی حوصله و یا غمگین و ناراحت نیستیم و در خود حس خوبی را مشاهده می کنیم.

    در مدیتیشن باید مغز در نهایت آسودگی قرار گیرد و هرگز در فشار نباشد یعنی باید کل بدن در حالت آرامش و راحتی باشند و بعبارتی نباید هیچ سنگینی بر روی بدن  و عضلات باشد.


    در پست بعدی به معرفی انواع چاکراها می پردازم.


    آرزومند آرزوهایتان

    کامیار

    یا حق





    نوع مطلب : روانشناسی، 
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :


    سه شنبه 16 مهر 1392 :: نویسنده : كامیار
    پنجشنبه 15 اسفند 1392 12:04 ق.ظ
    بسیار عالی بود. خواهش میکنم کاری کنید بتوانم متن را کپی کنم، بسیار به این سخنان احتیاج دارم و می خواهم هر روز جلوی چشمم باشد. لطف بزرگی می کنید.
     
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر
    نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


     
    Lock saving script